ورود به سایت
ثبت‌نام

چگونه بمباردیر سریC به ایرباس A220 تبدیل شد

بخش اعظم صنعت هوانوردی تجاری در انحصار دو شرکت بویینگ و ایرباس است، بویینگ به علت ساخت 747 اسطوره ای خود چشم ها را به خود خیره کرد و ایرباس با ساخت A380 زیاد از رقیب دور نمانده است.

دو سوم هواپیماهایی که بصورت تجاری پرواز میکنند توسط یکی از این دو غول صنعت هوانوردی ساخته میشوند، این دو سازنده هواپیمای کوچک نمیسازند، علت اما عدم تلاش برای این کار نیست چراکه ایرباس با تولید A318 که مدل تغییر یافته‌ی هواپیمای موفق A320 بود این ماجراجویی را شروع کرد اما فقط 80 فروند از هواپیمای جدید خود را فروخت، بویینگ نیز با ساخت مدل جدید خود 717 وارد این گود شد که با فروش فقط 156 فروند توفیق زیادی پیدا نکرد.

عدم موفقیت این دو سازنده اما به معنای نبود جا برای هواپیمای کوچک نیست بلکه این هواپیماها جایگاه خاص خود را دارند.

اگر شما در یک فرودگاه کوچک قدم در یک هواپیمای کوچک بگذارید به احتمال زیاد سازنده این هواپیما یکی از شرکت های امبرائر یا بمباردیر هستند.

امبرائر یک شرکت برزیلی است که هواپیماهای کوچک خود را تحت عنوان خانواده E از بیش 15 سال پیش وارد بازار کردند که هواپیمایی فوق العاده است که میشود گفت قابلیت سرویس در تمام فرودگاه‌ها را دارند، امبرائر تا امروز حدود 1500 فروند از این هواپیماها را فروخته است.

 در فرودگاه های کوچک به علت کم بودن صدا، زاویه تیزتر تقرب، نیاز به باند کوتاه از هواپیماهای کوچک استفاده می‌شود.

در ایلات متحده آمریکا به علت کمک‌های مالی دولت صدها فرودگاه کوچک وجود دارد که تعداد آنها از فرودگاه های کوچک آسیا و اروپا بیشتر است بنابراین در ایالات متحده آمریکا صدها فرودگاه وجود دارد که امکان خدمات رسانی به هواپیماهای بویینگ و ایرباس در آنها وجود ندارد، این فرودگاه‌ها مکان مناسبی برای هواپیماهای کوچک است و بمباردیر این را میداند.

بمباردیر یکی از شرکت های بزرگ کانادا است که با 6% نقش کوچکی در هواپیماهای تجاری جهان دارد، این شرکت سابقه طولانی در ساخت جت های منطقه‌ای CRJ دارد اما 10 سال پیش ایده جدیدی برای ساخت یک هواپیمای بزرگتر با بازده بیشتر که اندازه آن بین جت های منطقه‌ای و هواپیماهای بزرگ بویینگ و ایرباس است تحت عنوان سری C پیدا کرد.

این هواپیما دارای مزیت های هواپیماهای جدید مثل ساختمان کامپوزیتی، آیرودینامیک پیشرفته و موتور با کنارگذر بالا است تا یکی از پربازده ترین هواپیماهای کوچک ساخته شده باشد.

از سال 2007 قطعات طراحی شدند، هواپیما ساخته شد و سفارش‌ها پذیرفته شدند تا اینکه در 16 سپتامبر 2013 اولین پرواز این هواپیما انجام شد، در آن زمان بمباردیر فکر میکرد که هواپیما برای ورود به خط پروازی در سال 2014 آماده است اما کم کم مشکلات شروع شدند.

زمانی که تست‌های مسیریابی بر روی زمین در فرودگاه میرابل در حال انجام بود، یکی از هواپیماهای آزمایشی با خرابی موتور مواجه شد، این اتفاق نه تنها باعث آشفتگی جدول زمانی هواپیما برای تحویل شد بلکه باعث جلوگیری از به نمایش گذاشته شدن این هواپیما در نمایشگاه هوایی فارنبرو که بزرگترین و مهمترین نمایشگاه صنعت هوانوردی است شد که بمباردیر مطمئن بود میتواند سفارش های بسیاری را برای جت جدید خود دریافت کند، این نمایشگاه هر دوسال یکبار برگزار میشود و عدم حضور برای بمباردیر یک پسرفت به تمام معنا بود.

در سال 2015 برنامه سریC بمباردیر با کمبود منابع مالی مواجه شد و اگر کمک های مالی دولت کانادا و ایالت کبک نبود شاید این برنامه به شکست ختم میشد و دیگر نامی از بمباردیر وجود نداشت اما با این کمک ها بمباردیر زنده ماند و در 15 ژوئن 2016 هواپیما توسط هواپیمایی سوئیس برای اولین بار در یک پرواز تجاری از زوریخ به پاریس استفاده شد.

در کل هواپیمای سری C بمباردیر یک هواپیمای خارق العاده است، برای ایرلاین ها یک هواپیما با بازده بالا و تطبیق پذیر است که مسافران را در یک محیط راحت جا‌به‌جا میکند.

برد این هواپیما حدود 3800 مایل(6115 کیلومتر) است که می‌تواند اقیانوس اطلس را طی کند.

از اکتبر 2017 تاکنون 14 فروند از این هواپیما تحویل داده شده است که 9 فروند از آنها برای هواپیمایی سوئیس و 5 فروند برای ایربالتیک بوده است، بمباردیر حدود 350 سفارش دریافت کرده است که این تعداد برای سودآوری پروژه کافی است، اما بمباردیر هنوز از بهترین سفارش‌ها محروم بوده سفارش‌های شرکت های آمریکایی!!!

با وجود نیاز صنعت هوانوردی آمریکا به هواپیماهای کوچک، شرکت های آمریکایی میتوانند این برنامه را یا با شکست مواجه کنند و یا برنامه را بهبود ببخشند و بمباردیر این حقیقت را میداند.

بمباردیر توانست 75 فروند از هواپیمای جدید خود را به قیمت 20 میلیون دلار برای هرکدام را به دلتا ایرلاین بفروشد که این قیمت یک چهارم قیمت حقیقی هواپیما یعنی 80 میلیون دلار بود، این یک قیمت فوق العاده برای دلتا ایرلاین بود اما به مقداری کم بود که از قوانین وضع شده برای فروش هواپیما تخطی میکرد پس یک معامله غیرقانونی به حساب آمد.

ساخت هر هواپیما برای بمباردیر در حدود 30 میلیون دلار هزینه برمی‌دارد به همین دلیل آنها هواپیمایی که هنوز نساخته اند را با قیمتی کمتر به فروش رساندند تا در صنعت هوانوردی ایلات متحده آمریکا برای خود نامی دست و پا کنند.

این نوع از تکنیک های فروش در ایالات متحده و خیلی از کشورها غیرقانونی به حساب می‌آید،  استفاده از این نوع تکنیک توسط بمباردیر باعث شد که بویینگ به اتاق بازرگانی ایالات متحده آمریکا شکایت کند، اما مشکل آنجا بود که بویینگ هواپیمایی متشابه با سریC بمباردیر ندارد که آن را به شرکت ها پیشنهاد دهد بنابراین بویینگ در شکایت به ایرلاین‌ها 737-300 را پیشنهاد میدهد، اما دلتا با صراحت اعلام میکند که 737 را نمی‌خواهد.

بویینگ همچنین ادعا کرد که بمباردیر بیش از حد مجاز کمک مالی دریافت کرده است، اما کمک های مالی دولت کانادا و ایالت کبک به بمباردیر بصورت خرید قسمتی از سهام و یا وام با مدت پرداخت معین بود، خود بویینگ هم در بیست سال اخیر 14 میلیارد دلار کمک مالی از قبیل تخفیف در مالیات از دولت فدرال ایالات متحده آمریکا دریافت کرده است.

با این وجود بویینگ از اتاق بازرگانی ایالات متحده درخواست 80% تعرفه گمرکی بر روی هواپیماها کرد که قیمت هواپیماها بیشتر از هزینه تولید آنها شود، اما اتاق بازرگانی ایالات متحده تعرفه گمرکی 300 درصدی بر روی هواپیماها گذاشت که باعث شد اینطور به نظر برسد بمباردیر به پایان خط رسیده است چراکه با این تعرفه گمرکی فروش هواپیما در ایالات متحده نه قابل رقابت و نه سود آور می‌‌بود.

ناگهان ایرباس وارد ماجرا شد

در 16 اکتبر 2017 دو شرکت ایرباس و بمباردیر اعلام کردند که 50/01% سهام برنامه سریC بمباردیر بصورت رایگان به ایرباس داده شده است، اما دلیل این واگذاری رایگان این است که ایرباس علاوه بر اینکه یک برند شناخته شده تر است، قابلیت فروش بسیار بالایی نیز دارد و این هواپیما میتواند تحت عنوان برند ایرباس به تعدادی از فروش برسد که بمباردیر حتی رویای آن را هم نداشته است.

از طرف دیگر چون ایرباس هواپیمایی ندارد که با سریC از نظر اندازه قابل قیاس باشد، ایرباس صاحب یک هواپیمای مدرن جدید شد که می‌تواند به شرکت های هواپیمایی این امکان را بدهد که ناوگان خود را تماما از هواپیماهای ایرباس تشکیل دهند.

اما دلیل اصلی اینکه بمباردیر با ایرباس همکاری میکند خط تولید ایرباس در شهر موبایل ایالت آلاباما ایالات متحده آمریکا است جایی که اگر هواپیماهای سریC بمباردیر در آن سرهم شوند یک محصول آمریکایی به حساب آمده و از پرداخت تعرفه گمرکی معاف میشوند.

پیشبینی میشود که در 20 سال آینده 5500 فروند هواپیمای سایز کوچک مثل سریC بمباردیر نیاز باشد، قبل از ورود ایرباس انتظار می‌رفت که بمباردیر 40% این تعداد را تولید کند (حدود 2000 فروند) اما پس از ورود ایرباس انتظار میرود که 60% این تعداد (حدود 3000 فروند) توسط این دو شرکت تهیه شود.

با مشارکت این دو شرکت ده ها میلیارد دلار سود به هرکدام خواهد رسید و دلیل این همکاری اتفاقاتی بود که بویینگ ایجاد کرد که از فروش بمباردیر در خاک ایالات متحده آمریکا جلوگیری کند که باعث شد ایرباس صاحب هواپیمایی شود که در آن نوع بویینگ هیچ هواپیمایی برای رقابت با آن ندارد.

همانطوری که بویینگ انتظار داشت سریC بمباردیر به تجارت بویینگ در ایالات متحده آمریکا ضربه زد، اما با اتفاقاتی که رقم خورد این اتفاق بصورت کاملا قانونی و با هواپیمایی ساخت ایالات متحده رخ داد پس هر سنت پولی که در این بخش توسط ایرباس و بمباردیر سودآوری می‌شود پولی است که بویینگ در آن بخش از دست داده است.

به قلم سید امیرحسین موسوی مقدم

 

نویسنده: سید امیرحسین موسوی مقدم

ارسال نظر