|

در ستایش DC9

MD80 افسانه‌ای، انقلابی در طراحی هواپیما

وقتی صحبت از تولیدکنندگان بزرگ و یا شاهکارهای طراحی در عرصه صنعت هوانوردی به میان می‌آید، اغلب از غول‌های به‌نام، یعنی بویینگ و ایرباس یاد می‌شود. این در حالی است که Sir. Donald Wills Douglas در سال 1921، یعنی 5 سال بعد از کمپانی بویینگ و 47 سال قبل از کمپانی ایرباس شروع به کار کرد. شاید داگلاس نخستین کمپانی ساخت هواپیما نباشد، ولی بدون شک محصول این کمپانی، یعنیDC3 ، اولین هواپیمای تجاری دنیا است که باعث تحولی بزرگ در صنعت هوانوردی و آغاز رنساسی در این صنعت شد.

معمولاً وقتی بحث به طراحی یک سازه هوایی می‌رسد، طراحان با تغییرات سازه‌های قبلی، اصلاح و رفع نواقص پلت‌فرم‌های قدیمی دست به طراحی جدید می‌زنند؛ ولی کمپانی داگلاس هواپیمای DC9 را در سال 1962 به صورت مستقل طراحی نمود و آن را در سال 1965 به تولید رساند: هواپیمایی کوتاه‌برد برای جابجایی ارتش ایالات متحده که نمونه‌های اولیه آن بین 90 تا 115 مسافر را جابجا می‌کرد. هواپیمایی با دم T شکل، بدنه‌ای کشیده، دو ردیف صندلی (narrow-body) و داری دو موتور ساخت شرکتPratt & Whitney  از مدل‌های اولیه JT8D که در اصطلاح به آنها JT8D کوچک (Baby) گفته می‌شد.

این هواپیما اولین پرواز تجاری خود را در تاریخ  8 دسامبر 1965 و برای خطوط هوایی دلتا انجام داد.

فرار رو به جلو

در اواخر دهه شصت میلادی و در تکاپوی بحران‌های مالی آمریکا، شرکت داگلاس با شرکت مکدانلد ادغام گردید و از آن پس با نام تجاری McDonnell Douglas به فعالیت خود ادمه داد. بین سال‌های 65 تا 82 میلادی، 976 عدد از این هواپیما تولید شد که تا سال 2014 میلادی به پرواز خود ادامه می‌دادند.

کمپانی McDonnell Douglas در اوایل دهه 80 میلادی به دنبال تغییراتی بر روی هواپیمای DC9 بود که علاوه بر ظرفیت بیشتر، برد پروازی بیشتری را پوشش دهد و از یک هواپیمای کوتاه‌برد  (Short Range)به یک هواپیمای برد متوسط (Mid-Range)  تغییر فاز دهد.

ظهور شاهکاری به نام MD80، پرنده‌ای برای تمام فصول

بر اساس سیاست‌های یادشده، کمپانی McDonnell Douglas در سال 1980 با افزایش 4.5 متری بدنه، بهره‌گیری ازCockpit  مدرن‌تر و استفاده از موتورهای نسل جدید سری JT8D-200، سری هواپیماهای MD80 را روانه بازار کرد.

مشتریان اولیه آن،Delta Airlines  وAmerican Airlines ، یعنی بزرگترین خطوط هوایی دنیا در ستایش این هواپیما آن راSuper MD80  نام‌گذاری کردند؛ هواپیمایی که قابلیت جابجایی 165 مسافر را داشت و می‌توانست مسافت‌های میان‌برد را طی نماید و در عین حال نسبت به رقبای خود دارای ایمنی بیشتر و هزینه‌های کمتری بود.

با افزایش روزافزون این مدل هواپیما در دهه 90 میلادی در سراسر دنیا، کم‌کم نواقصی در این هواپیما ظهور کرد. مهمترین این مشکلات را می‌توان ضریب بالای از دست‌دادن موتور (Engine Failure)، سر و صدای زیاد موتورها، ضعف در سیستم تهویه هوا (Air Condition) ناشی از توان کم موتور و سنگین بودن دم هواپیما (Tail Heavy) به علت قرار گرفتن دو موتور در انتهای هواپیما بود. سنگینی دم این هواپیما منجر به بروز سانحه‌ای در سال 2000 برای هواپیمایی آلاسکا ایرلاینز گردید.

در اواخر دهه 90 میلادی، کمپانی McDonnell Douglas در راستای رفع این نواقص شروع به انجام تغییراتی بر روی این هواپیما کرد و با تعویض موتورهای این هواپیما از سریJT8D-200  به V2500 و اصلاحاتی در دم آن، سری جدیدش یعنی MD90 را تولید کرد.

این بار فقط همه برای یکی، نه یکی برای همه

درست در اواخر دهه 90 میلادی، زنگ خطر سلطه همه‌جانبه بویینگ بر صنعت هوانوردی به صدا درآمد. این آژیر توسط رقیبی نوظهور به نام ایرباس در حال نواخته‌شدن بود. سیاست‌های ایالات متحده در همین راستا تغییر کرد و سهام تمام شرکت‌های هواپیماسازی آمریکایی توسط کمپانی بویینگ خریداری شد تا از آن به بعد تمامی کمپانی‌های هواپیماسازی آمریکایی تحت لوای بویینگ به فعالیت خود ادامه دهند. کمپانی McDonnell Douglas از این سیاست مستثنی نماند و در سال 1997 با کمپانی بویینگ ادغام شد

از سال 1980 تا 1999 مجموعاً تعداد 1191 عدد از هواپیماهای سری MD80 و MD90 تولید شد که از محبوبیت فراوانی بین شرکت‌های هواپیمایی Low Cost یا اقتصادی برخوردار بود، به‌خصوص در خود ایالات متحده و بین غول‌های نامیDelta Airlines  وAmerican Airlines ، به‌طوری که هنوز هم این دو شرکت بزرگترین اپراتورهای این هواپیما هستند. ایران بعد از ایالات متحده، بزرگترین اپراتور این هواپیما است.

از سوی دیگر محبوبیتDC9  ستودنی، باعث شد که خطوط هواپیمایی، تولید هواپیمایی  جدید بر مبنای ساختار   DC9را از کمپانی بویینگ بخواهند. در نهایت در سال 2000، بویینگ با اصلاحاتی در سیستم فرامین پرواز (Flight control) و نیز به‌روزرسانی سیستم‌های الکتریکی و الکترونیکی (Avionics) دست به تولیدMD95  یا B717 زد و آن را با موتورهای V2500 روانه بازار کند؛ تا پایان سال 2006 تعداد 156 فروند بویینگ 717 تولید شد.

تمامی هواپیماهای نام‌برده، گواهینامه فعالیت پروازی (Type Certificate) یکسان دارند که همان گواهینامه DC9 است، یعنی تمامی هواپیماهای یادشده از یک خانواده هستند.

از روز ساخت اولین هواپیمای DC9 در سال 1965 تا سال 2006 که آخرین B717 تولید شد، در مجموع تعداد 2322 عدد از این خانواده روانه بازار گردید.

مثال نقض: این دفعه بی‌گناه اعدام شد!

سوالی که در ذهن کارشناسان و علاقه‌مندان نقش می‌بندد، این است: چرا باید شاهکاری که بیش از نیم قرن از طراحی و تولیدش می‌گذرد، هواپیمایی که قابلیت به‌روزرسانی را در 53 سال عمر خود داشته است، این‌گونه بی‌رحمانه از چرخه تولید حذف شود؟

به عقیده بسیاری از کارشناسان درصد زیادی از درآمد کمپانی‌های ساخت هواپیما از راه خدمات پس از فروش و کیت‌های جانبی که پس از تولید هواپیما به مشتریان عرضه می‌گردد، به دست می‌آید. پس هواپیمایی که اغلب نواقص آن برطرف شده و هزینه‌های پس از فروش آن پس از هر بار ارتقا کاهش یافته است، سود منطقی برای این کمپانی‌ها ندارد! پس باید از چرخه تولید حذف گردد.

ارسال نظر