|

چگونگی حمله موشکی ناو امریکایی به پرواز ۶۵۵ ایران ایر

چگونه در ۱۲ تیرماه ۱۳۶۷ ؛ در چنین روزی کودکان، زنان و مردان یک ایرباس خطوط هوایی ایران توسط موشک ناو امریکایی در آسمان خلیج فارس تکه تکه شدند:

ایرباس ۳۰۰ هواپیمایی ملی ایران فرودگاه مهرآباد را به مقصد دوبی ترک کرد ولی توقف کوتاهی در بندر عباس داشت تا بار و مسافر بگیرد.

قرار بود این هواپیما با شماره پرواز ۶۵۵ با دویست و نود سرنشین (۱۵۶ مرد ۵۳ زن ۵۷ کودک (۲ تا۱۲ساله و۸ کودک زیر دو سال) و ۴۲ نفر با ملیتهای یوگسلاو، پاکستانی، هندی، عرب و ۱۶ خدمه پروازی) در ساعت ۹:۲۰ صبح به مقصد دوبی پرواز کند. چندکیلومتر آنطرف تر بر روی آب های نیلگون خلیج فارس و دریای عمان؛ ناو جنگی وینسنس ایالات متحده امریکا به کاپیتانی "ویل راجرز" قرار داشت وظیفه اصلی آن، کشف هدفهای پرنده، اعم از موشک، هواپیما و پردازش اطلاعات، تعقیب صدها هدف به طور همزمان و کنترل آتش آنها بود، هم‌چنین این رزم‌ناو به موشک‌های زمین به هوا با برد ۴۰۸ کیلومتر نیز مجهز بود. یکشنبه ۱۲ تیر سال ۱۳۶۷ نمی خوام خیلی وارد جزئیات عملیاتی که در اون روز بین قایق های ایرانی و ناو وینسنس و همینطور چرخبال های این ناو صورت گرفت بشم.

مرکز فرماندهی ناوهای شناور امریکا بر روی دریای عمان و خیج فارس در بحرین بود وفرماندهی همه اونها بر عهده کاپیتان "مک کنیا" بود تا ناوهای وینسنس و یو‌اس‌اس مونتگمرى را سرپرستی کند. داستان از ساعت حدود ۷ صبح روز یکشنبه ۱۲ تیر ماه شروع شد. جایی که روح مسافران ایرباس ایرانی هم خبر نداشتند که چه سرنوشت دردناکی در آسمان خلیج فارس انتظارشان را می کشد. در این ساعت ناو یو‌اس‌اس مونتگمرى به فرمانده مک کنیا خبر داد که ۵ تا ۷ انفجار در یک کشتى نفتکش لیبریایى رخ داده و قایق های ایرانی مزاحمت هایی را برای یک کشتی نفتکش پاکستانی ایجاد کرده اند. مک کنیا به این ناو دستور داد تا از قایق های ایرانی فاصه گرفته و به سمت جنوب تغییر مسیر دهد. در همین حال کاپیتان مک کنیا به کاپیتان ویل راجرز فرمانده ناوشکن موشک انداز وینسنس دستور داد تا یکى از بالگردهای خود را براى شناسایى قایق هاى مسلح اعزام کند، اما خود ناو در موقعیت قبلى آن در جنوب ناحیه مذکور به منظور پشتیبانى از ناو مونتگمرى باقى بماند.

کمى دورتر در تنگه هرمز و در کاروان نفتکش‌هاى کویتى اسکورت شده به وسیله شناور‌هاى جنگى نیروى دریایى آمریکا، ناو یواس‌اس سایدز به فرماندهى کاپیتان دیوید کارلسون، دستور گرفت تا در اسرع وقت خود را به ناو وینسنس برساند. ساعت ۷:۴۲ خلبان بالگرد ناو وینسنس گزارش داد که قایق‌هاى ایرانی با حالتى خصمانه به دور یک کشتى بازرگانى آلمانی گردش مى‌کنند. راجرز در واکنش به این خبر در وینسنس اعلام وضعیت فوق العاده مى کند و خود به مرکز جنگى ناو مى‌رود و دستور مى‌دهد که کشتى به سرعت به سوى محل شناور آلمانى رهسپار شود. اما بنا به گزارش‌هاى رسمى پیرامون حادثه ایرباس ایرانی، هیچ کشتى بازرگانى در محل مورد بحث، درخواست کمک نکرده بود. با نزدیک شدن وینسنس به آب‌هاى عمان، گارد ساحلى این کشور گزارش داد که قایق یا قایق‌هاى مسلح ایرانی آب‌هاى عمان را ترک کرده‌اند. اما به رغم گزارش گارد ساحلى عمان در مورد عدم وجود هرگونه خطر، ناو وینسنس مسیر خود را در کنار مونتگمرى به سوى شمال تنگه هرمز و به سمت قایق‌هاى ایرانی دنبال مى‌کند. چند دقیقه بعد، کاپیتان مک کنیا از اینکه ناو وینسنس ۴۰ مایل (۶۴ کیلومتر) بالاتر از محلى قرار دارد که مى‌بایست در آن مستقر باشد، متعجب شد. در تماس‌هاى رادیویى پس از آن، مک کنیا به طور موکد از فرماندهان هر دو ناو وینسنس و مونتگمرى مى‌خواهد که مجدداً به سوى جنوب خلیج فارس بازگردند.

تا به اینجا حرکات و انجام مانور های سرخود ویل راجرز بر هیچ کس پوشیده نیست. یکی از نکته های که برخی از مردم ایران در مورد این سانحه می گویند این هست که میگن قایق های ایرانی با شلیک به سمت ناو وینسنس باعث تحریک ویل راجرز شدند و شاید با عصبانی کردن اون شرایط رو برای این کشتار بیرحمانه فراهمکردند ولی همه گزارشات نشون میده که این خود راجرز بود که باعث تحریک قایق های ایرانی شد و خود مک کنیا فرمانده این سه ناو در بحرین این نکته رو به روزنامه های اون زمان گفته بود که هیچ دلیلی نداشت که ناو وینسنس با قایق های ایرانی درگیر بشه.

بنابر این خواهشی که از همه شما خوانندگان گرامی دارم اینه که با فرض اینکه یکی از عزیزان خودتون در این هواپیما بوده (دور از جون عزیزان شما و خدایی ناکرده) این متن رو مطالعه و منطقی فکر کنید. ساعت ۹:۱۰ صبح با نزدیک شدن شناور های ایرانی به آب‌هاى سرزمینى خود، خلبان بالگرد ناو وینسنس گزارش کرد که شناور های ایرانی به سوى او تیراندازى کرده‌اند. در واکنش به این گزارش، راجرز بار دیگر در ناو حالت جنگى اعلام مى‌کند و مجدداً راهى شمال تنگه هرمز مى‌شود تا به شناور هایى که به سوى بالگردش تیراندازى کرده‌اند، پاسخ گوید. اما ایونز، مفسر نظامى روزنامه شیکاگو تریبیون اعتقاد دارد که این بالگرد آمریکایى بود که با کم کردن فاصله‌اش باشناور های ایرانی، بیش از حدى که بدان مجاز بوده، قوانین درگیرى را نقض کرده و دست به انجام اقدامى خصمانه نسبت به واحد‌هاى سطحى ایرانی زده است.

کاپیتان کارلسون نیز در این مورد مى‌گوید:

"وقتى بخواهیم منطقى به موضوع نگاه کنیم، مى‌بینیم، بالگرد مورد اصابت قرار نگرفته بود و مى‌توانست منطقه را با سرعت ترک کرده و ظرف چند دقیقه به ناو وینسنس باز گردد. هیچ ضرورتى نبود که ناو وینسنس با سرعت تمام به سمت شناور های ایرانی حرکت کند"

کاپیتان راجرز حال آماده استقبال از دردسر است، اما هیچ دردسرى پیش روى او وجود ندارد. در همین لحظات ناو وینسنس از میان دوشناورایرانی عبور مى‌کند ولى هیچ اتفاقى نمى‌افتد. راجرز در پى گرفتن اجازه از مرکز فرماندهى مستقر در بحرین بود تا با شناور های ایرانی درگیر شود. به گفته ایونز، در تمامى این دوره که در حدود ۳۰ دقیقه به طول انجامیده بود، بالگرد بدون آنکه آسیبى دیده باشد به ناو بازگشته بود و هیچ شاهد و مدرک محکمى دال بر انجام اقدامى خصمانه از سوى شناور های ایرانی علیه وینسنس یا بالگرد آن وجود نداشت.

به اعتقاد ایونز، در آن روز کاپیتان راجرز هدفى جز درگیرى با ایرانی ها را نداشت و در حال اجراى مانور‌هاى تحریک آمیزى بود تا زمینه را براى درگیر شدن با شناور های ایرانی به وجود آورد ایرباس ایران در حا مسافرگیری در فرودگاه بندرعباس هست و زنان و کودکان و مردان یکی یکی از پله های هواپیما بالا رفته و با راهنمایی مهمانداران سر جای خود می نشینند. "در واقع شما تصور کنید که بالگرد امریکایی برای اینکه یه سروگوشی به آب بده و ببینه ناوچه های توپدار ایرانی در چه وضعیتی هستند رفته درست بالای سر اونا پرواز میکنه. قدر مسلم این ناوچه ها هم احساس خطر کردند و به سمت بالگرد شلیک کردند. بنابر این بالگرد امریکایی خودش انگشت توی لونه زنبور کرده بود و شلیک به اون بالگرد یه کار منطقی و طبیعی از سوی قایق های ایرانی بود." همین شیک ها اوین جرقه های اعلام آماده باش و ایجاد ترس و دلهره در اردوی ناونشینان وینسنس بود. راجرز بدون هیچ دلیلی و فقط به خاطر ترس از حمله قایق های ایرانی، خودش به سمت قایق های ایرانی حرکت کرده و کشتی را در میدان جنگی با ناوچه های ایرانی قرار میدهد.(کاری که اصلا ازم نبود انجام بده و مک کنیا هم این رو تائید کرد) ناو وینسنس در حال حرکت به سمت شمال و تنگه هرمز است و حدود ۷۰ کیلومتر آنطرف تر یعنی در فرودگاه بند عباس کاپیتان محسن رضاییان ۳۷ ساله در حا انجام چک های قبل از پرواز بر روی صندلی چپ نشسته است. این پرواز قرار بود ساعت ۹:۲۰ بندعباس را به مقصد دوبی ترک کند ولی به دلیل مشکلی که در سوار شدن مسافرها رخ داده بود با ۲۷ دقیقه تاخیر و در ساعت حدود ۹:۵۰ صبح با اجازه تیک آف برج مراقبت بندر عباس کاپیتان رضاییان ایرباس غول پیکر هما را در ابتدای باند قرار داد. کاپیتان ریچارد مک کنیا که در مقابل کار انجام شده قرار گرفته بود، به راجرز اجازه داد تا به قایق های ایرانی شلیک کند و پاسخ شلیک آنها به چرخبال را بدهد. در ساعت ۹:۴۳ دقیقه یک رویارویی سخت بین ناو وینسنس و قایق های ایرانی درگرفت. در همین دقایق رادار های کشتی وینسنس یک هواپیما را با کد شناسایی p3 ردیابی می کنند که با تغییر مسیر به سمت ناو جنگنده امریکایی در حرکت است و از آنجایی که هر پرنده ای برای ناو خطر و تهدید محسوب میشود؛ بلافاصله به خلبان هواپیمای شناسایی اخطار داده می شود. خلبان هواپیما هم مسیرش را تغییر داده و از ناو وینسنس دور می شود. خلبان رضاییان در ساعت ۰۹:۴۸ دقیقه با فشردن دسته تراتل غول فلزی را بر روی باند به حرکت در می آورد و از باند بندرعباس بلند می شود. به محض برخاستن هواپیما، رادار ناو وینسنس باز هم یک هواپیمای غریبه را رصد می کند. سیستم IFF به کار گرفته می شود و کد شناسایی هواپیما را برای ناو وینسنس آشکار می کند. هواپیمای ایران ایر با کد شناسایی ۶۷۶۰ بر روی حالت شماره ۳ در رادار ناو وینسنس آشکار می شود. این یعنی هواپیما غیر نظامی بوده و تهدیدی محسوب نمیشود. در ساعت ۰۹:۴۹ دقیقه خدمه ناو وینسنس سعی در برقراری ارتباط رادیویی با خدمه هواپیمای ایرباس ایرانی می کنند. ولی آن ها بر روی فرکانس نظامی در حال برقراری ارتباط هستند و محسن رضاییان صدای آن ها را نمی شنود تا پاسخی دهد. در واقع علیرغم اینکه ناو وینسنس بسیار پیشرفته بود ولی قابلیت برقراری تماس رادیویی در فرکانس غیر نظامی را نداشت. بنابراین اینکه امریکایی ها مدعی بودند که ۷ بار به خدمه پرواز ۶۵۵ هما اخطار داده بودند بی اساس بود و اصولا محسن رضاییان چیزی نمیشنیده که بخواد به اون اخطار ها پاسخ بده. همان هنگامی که ایرباس ایران از باند بندر عباس بلند شد، یک هواپیمای تامکت نیروی هوایی ارتش هم در حال تاکسی بر روی باند و برخاستن از باند فرودگاه بند عباس بود که کد شناسایی تامکت بر روی حالت نظامی عدد ۱۱۰۰ هست. این کد هم در حات شماره ۲ بر روی مانیتور ناو وینسنس نشان داده میشد و همین باعث شده بود در مورد هویت ایرباس ایرانی به شک بیفتند ولی اونها راه های دیگه ای رو باید انتخاب می کردند. در واقع ویل راجرز باید از ناو ناو یو‌اس‌اس مونتگمرى و جنگنده های اون برای رصد کردن هواپیمای ردیابی شده کمک میگرفت. چرا که ویل راجرز میدونست که این هواپیما ممکنه غیر نظامی باشه و فرکانس رادیویی ناو رو نتونه جواب بده. بنابراین باید از راه های دیگری در جهت شناسایی این هواپیما گام بر می داشت که هیچ وقت این کار رو نکرد. هواپیمای ایران ایر دقیقه ای ۷ کیلومتر به ناو نزدیک تر میشد و حدود ۵ دقیقه ویل راجرز فرصت داشت تا تصمیم بگیره. سروان "اسکات" مسئول پداوند هوایی ناو وینسنس خود را برای حمله موشکی به جنگنده اف ۱۴ فرضی آماده می کند. اگر هواپیما به ۲۰ مایلی کشتی برسد دیگر تهدید بزرگیست و حمله موشکی باید آغاز گردد. ۲۹۰ مسافر هواپیما چه گناهی دارند که کاپیتان ویل راجرز تشخیص اشتباهی داده و حاضر نیست برای اطمینان خودش همکه شده راه های دیگری را برای شناسایی امتحان کند. درست است که زمان کوتاه است ولی راجرز می توانس هواپیما را در ارتفاع ۱۲ هزار پایی ببیند و به مسافربری بودن آن اطمینان کسب کند. ساعت ۹:۵۲ دقیقه یکی از توپ های ۵ اینچی ناو وینسنس دچار مشکل شده و راجرز فرمان گردش به چپ می دهد تا بتواند از توپ های پشتی ناو برای مقابله با قایق ها استفاده کند. همین گردش به چپ باعث می شود تا کشتی ۴ کیلومتر به داخل آب های ایران تجاوز کند و در مسیر کامل هواپیمای ایرباس ۳۰۰ ایرانی قرار بگیرد. در همین حال یکی از خدمه ناو به ویل راجرز می گویدکه شاید این هواپیما مسافری باشد وی راجرز به این توجه نمی کند و اعتقاد دارد خلبان هواپیما باید به اخطار های ناو جواب دهد. هواپیما با ۲۹۰ نفر مسافر به ۲۰ مایلی (۳۲ کیلومتری ) ناو میرسد ولی راجرز با شلیک به هواپیما فعلا مخالفت می کند. (این ها همه اثرات روحی و عذاب های اولیه کاپیتان راجرز بود که شاید احتمال بیشتری می داد که این هواپیما مسافربری باشد) ناو استوار "ویچ" با گفتن جمله ای؛ ویل راجرز را مجاب به شلیک به هواپیمای مسافربری هما می کند. ویچ می گوید: "هواپیمای دشمن دارد ارتفاع کم می کند. این یعنی هواپیما قصد حمله به ناو وینسنس را دارد"

بنابراین ویل راجرز دستور شلیک دو موشک را به هواپیمای ایرباس ۳۰۰ هما با ۲۹۰ سرنشین صادر می کند. موشک اول لحظه به لحظه به هواپیما نزدیک شده و ایرباس ایرانی برخورد می کند. هواپیما حدود ۱۲۰۰۰ پا ارتفاع داشت که بافاصله با برخورد موشک در آسمان تکه تکه شده و اجساد ۲۹۰ مسافر بی گناه در آب های خلیج فارس پراکنده میشود.

خبر شلیک موشک ناو امریکایی به سرعت در دنیا می پیچد. این قصه این ماجرا تا لحظه برخورد موشک بود. بعدها مشخص شد که هواپیمای ایرانی هیچوقت کاهش ارتفاع نداشته -محسن رضاییان هیچوقت صدای اخطار ناو وینسنس رو نشنیده - خدمه کشتی در تبدیل ساعت پرواز ۶۵۵ به وقت محلی دچار اشتباه شده بودند -راجرز باید از روش های دیگری جهت شناسایی هواپیما استفاده می کرد -هواپیما فقط ۱۰۰۰۰ پا ارتفاع داشت و از روی عرشه کشتی و با دوربین های پیشرفته ناو میشد مسافربری بودن اون رو تشخیص داد -ناو وینسنس ۴ کیلومتر وارد آبهای خلیج فارس شده بود و این نقض حریم دریایی ایران بود. -این ناو ابتدا باید با شلیک گلوله به هواپیما اخطار میداد و بعد اقدام به حمله موشکی می کرد.

تا آخرین لحظات دست سروان "اسکات" بر روی کلید hold fire بود تا اگر خدمه پرواز ۶۵۵ جوابی به اخطار ها دادند، موشک ها را در آسمان منهدم کند ولی افسوس که کاپیتان راجرز انتظار بیجایی داشت که کاپیتان رضاییان بخواد پاسخی به ایشون بده چرا که در فرکانس نظامی در حال ارسال اخطار بودند و کاپیتان رضاییان هیچوقت نمیتونست اونها رو بشنوه. من فکر می کنم کاپیتان راجرز کم کاری کرد. در واقع فشار و استرس فراوان ناشی از حمله به ناو و افرادش باعث شد راه های دیگری رو که می تونست غیر نظامی بودن هواپیما رو متوجه شه امتحان نکرد. و این هیچ فرقی با جنایت نداره. وقتی شما می خوایید یه نارنجک بندازید توی یه چادری که نمیدونید توی اون انسانی قرار گرفته یا نه باید تمام راه هایی رو که شما رو از خالی بودن چادر مطمئن کنه، انجام بدید موضوع جان ۲۹۰ نفر مسافر بود و باید این رو حتما لحاظ می کرد. شما می دونید که خدمه ناو به ایشون اخطار دادند که ممکنه اون هواپیما مسافربری باشه. پس راجرز به نظر بنده کم کاری کرد و نباید این دو موشک رو شلیک می کرد. زنجیره ای از اشتباهات و کم کاری ها و همینطور فشار عصبی بر کاپیتان راجرز به نظر من این سانحه رو رقم زد که حد اقل یه عذر خواهی باید از خانواده این مسافران می کردند در مورد اینکه آیا هواپیمای مسافربری برای یک ناو جنگی تهدید حساب میشه یا نه باید عرض کنم که وقتی تهدید هست که هواپیما از مسیر پروازی خودش خارج شده باشه. طبق قوانین بین الملی هواپیمای مسافربری که در مسیر خودش داره حرکت می کنه هیچ تهدیدی محسوب نمیشه مگر اینکه های جک (هواپیما ربایی) شده باشه. در واقع این ناو خودش اومده در مسیر هواپیمای مسافربری قرار گرفته و حتی مرز آبی ایران رو هم نقض کرده بود بنابراین خود اونها در معرض هواپیما قرار گرفته بودند. اگر هواپیما حتی از مسیر خودش منحرف شده بود، ناو وینسنس باید و باید از غیر نظامی بودن یا نبودن هواپیما اطمینان کسب می کرد. درست مثل هواپیمای بوئینگ ۷۴۷ خطوط هوایی کره جنوبی که بر فراز آب های شوروی از مسیر خارج شده و وارد مرز شوروی شده بود (این یعنی تهدید محسوب میشد) ولی با این وجود باز هم شوروی باید از نظامی بودن اون اطمینان حاصل میکرد و یک فروند سوخو دنبال هواپیما فرستاد و اونها هم چندین بار شلیک کردند و اخطار دادند ولی خلبان هواپیمای مسافربری متوجه نشد و در نهایت اون جنایت رو با حمله موشکی به هواپیما رقم زد. سالها بعد خلبان اون سوخو اعتراف کرد که از نظامی بودن هواپیما اطمینان حاصل نکرده بود و نتونسته بود متوجه شه که اون هواپیما قصد جاسوسی داشته یا نه و عذاب وجدان اون شلیک تا آخر عمر با خلبان اون سوخو باقی ماند

در پایان باز هم سالگرد این ضایعه غمناک و جانکاه رو به خانواده این مسافران و خدمه پرواز تسلیت عرض می کنم و مطمئن باشید هر ساله در این صفحه یاد این عزیزان زنده نگه داشته خواهد شد

ارسال نظر