|

خطای ادراکی Somatogravic illusion چیست؟

در گذشته در مورد تعریف کلی خطای ادراکی(Illusion) و نوع خاصی از آن، یعنی Habituation illusion پرداختیم. حال میخواهیم به تعریف نوع دیگری خطا های ادراکی, یعنی Somatogravic illusion بپردازیم. در صورتی که مکانیزم های حسی بیولوژیکی بدن که مغز از آنها در جهت تشخیص موقعیت بدن نسبت به فضای اطراف استفاده میکند، اطلاعات غلطی را به مغز بدهند، Somatogravic illusion به وجود می آید. دلیل اینکه چرا ارگان های حسی بدن انسان دچار فریب میشوند به سادگی بیان میگردد : بدن انسان برای پرواز تکامل نیافته است.

در گذشته در مورد تعریف کلی خطای ادراکی(Illusion) و نوع خاصی از آن، یعنی Habituation illusion پرداختیم. حال میخواهیم به تعریف نوع دیگری خطا های ادراکی, یعنی Somatogravic illusion بپردازیم. 

در صورتی که مکانیزم های حسی بیولوژیکی بدن که مغز از آنها در جهت تشخیص موقعیت بدن نسبت به فضای اطراف استفاده میکند، اطلاعات غلطی را به مغز بدهند، Somatogravic illusion به وجود می آید. دلیل اینکه چرا ارگان های حسی بدن انسان دچار فریب میشوند به سادگی بیان میگردد : بدن انسان برای پرواز تکامل نیافته است.

ارگان های حسی بدن انسان به گونه ای آفریده شده اند که به طور نسبی در نزدیکی سطح زمین باقی بمانند و حداکثر سرعتی برابر با 44 کیلومتر بر ساعت(کسب شده توسط یوسین بولت دونده جامائیکایی در سال 2009) و حداکثر شتابی برابر با ۹/۶ متر بر مجذور ثانیه را تجربه نمایند، نه بیش از آن.

اما بشر با اختراع وسیله ای به نام هواپیما، بدن خود را حتی در معرض سرعتی برابر با ۳۵۳۰ کیلومتر بر ساعت (کسب شده توسط SR71 Blackbird)، با شتابی به بزرگی ۸۸ متر بر مجذور ثانیه قرار داده است. حتی هواپیماهایی با قابلیت های بسیار پایین تر نیز به سرعت و شتابی بالاتر از طبیعت آفریده شده در ارگان های حسی بدن در بشر نیاز دارند.

این عدم تطابق بین آن چیزی که بدن ما در طول هفت میلیون سال تکامل یافته و آن چیزی که به نام تکنولوژی پرواز، در حدود صد سال اخیر نیازمند آن میباشد، منجر به ایجاد مشکلاتی توسط مغز در پردازش اطلاعات میشود.

به دلیل اینکه هواپیما افزایش و کاهش شتاب با نرخ و سرعتی بیش از آنچه که بدن انسان برای آن تکامل یافته است را دارد، لذا مغز انسان این عدم تطابق را به شکل مشکلی به نام  Somatogravic illusion  تفسیر میکند،

به این معنا که افزایش سریع شتاب هواپیما برای کلیه کادر پروازی و مسافران، این خطای ادراکی را ایجاد میکند که هواپیما در حال افزایش ارتفاع (دماغه هواپیما بالا) و زمانی که هواپیما در حال کاهش سریع شتاب میباشد، هواپیما در حال کاهش ارتفاع (دماغه هواپیما پایین) میباشد.

دلیل رخ دادن این اشتباه  مربوط به ساختار گوش داخلی میباشد که در آینده در مورد ساختار گوش و مشکلاتی که برای خلبانان ایجاد میکند به طور کامل بحث خواهیم کرد.

مشکل و خطری که برای خلبانان در برخورد با  Somatogravic illusion  ممکن است رخ دهد این میباشد که در زمان افزایش سریع شتاب هواپیما، به دلیل حس اشتباه القاء شده که دماغه هواپیما به سمت بالاست و هواپیما در حال اوج گیری میباشد، ممکن است دماغه هواپیما را در جهت اصلاح شرایط به اشتباه و به شدت به سمت پایین، و همچنین در زمان کاهش سریع شتاب، به دلیل حس اشتباه القا شده که دماغه هواپیما پایین است و هواپیما در حال پرواز به سوی زمین است، دماغه هواپیما را به اشتباه به سمت بالا بدهند.

مهمترین عامل برای خلبانان  جهت دوری از این قبیل اشتباهات اعتماد کردن به نشان دهنده وضعیت هواپیما (Attitude indicator) میباشد.

بررسی یک سانحه

در بیست و سوم اگوست سال دو هزار میلادی، یک فروند هواپیمای ایرباس سیصد و بیست متعلق به شرکت هواپیمایی گلف ایر بحرین در فاصله سه مایلی فرودگاه بین المللی بحرین سقوط نموده که در این سانحه تمامی صد و چهل و سه سرنشین پرواز کشته شدند. 

بر اساس گزارش نهایی منتشر شده توسط ستاد ملی ایمنی حمل و نقل ایالات متحده موسوم به ان تی اس بی، چندین عامل باعث وقوع این سانحه گردیده بود که مهمترین آن، خطای ادراکی رخ داده در خلبانان پرواز بود. در حقیقت، خلبانان این پرواز که به دلیل از دست دادن مسیر تقرب نهایی به سمت فرودگاه بحرین، تصمیم به اوجگیری مجدد و امتحان نمودن تقربی دیگر را گرفته بودند، در هنگام اوجگیری مجدد که شتاب هواپیما به طور ناگهانی افزایش می یابد، به دلیل تاریک بودن هوا و بررسی نکردن ابزار نشان دهنده وضعیت هواپیما، به اشتباه تصور کرده بودند که دماغه هواپیما بیش از حد بالا رفته و لذا اقدام به پایین آوردن دماغه به سمت زمین، به مدت یازده ثانیه کرده بودند. لذا با توجه به پایین بودن ارتفاع هواپیما نسبت به سطح زمین، هواپیما به شدت با زمین برخورد نموده و دچار سانحه گردید.

 

به قلم مهران اشرفی

منبع : Practical Human Factor For Pilots, Capt David Moriarty

نویسنده: مهران اشرفی

ارسال نظر